اعاده دادرسی و انواع آن

اعاده دادرسی و انواع آن به همراه نکات کاربردی

اعاده دادرسی :  یکی از سوالاتی که بسیار از وکلای موسسه حقوقی اترس پرسیده می شود آن است که رای قطعی به ضرر ما صادر شده، آیا راهی برای اعتراض وجود دارد؟ در پاسخ باید گفت بله در شرایطی امکان اعاده دادرسی است.

اعاده دادرسی یکی از راه های اعتراض به رای است که هم نسبت به رای دادگاه حقوقی و هم نسبت به رای دادگاه کیفری در شرایطی قابل انجام می باشد. در این مقاله قصد داریم توضیح جامع و کاملی در خصوص اعاده دادرسی اعم از انواع، شرایط و چگونگی انجام آن بیان نماییم. بنابراین چنان چه اخیراً رایی به ضرر شما صادر و قطعی شده و یا احتمال صدور چنین رایی را می دهید با ما همراه باشید.

انواع اعاده دادرسی

سه نوع اعاده دادرسی داریم؛ نوع اول صرفاً در خصوص آرای حقوقی، نوع دوم درخصوص آرای کیفری و نوع سوم که تحت عنوان اعاده دادرسی خاص از آن نام می برند در مورد تمامی آرا اعم از حقوقی و کیفری قابل انجام می باشد که ذیلاً به بررسی هر کدام خواهیم پرداخت.

اعاده دادرسی در دعاوی حقوقی

همان طور که بیان شد اعاده دادرسی صرفاً در مورد آرای قطعی قابل انجام است که در دعاوی حقوقی رای می بایست از نوع حکم بوده تا قابل اعاده دادرسی باشد. با این توضیح که رای دادگاه حقوقی یا حکم است یا قرار. در انتهای رای دادگاه حکم یا قرار بودن رای مشخص می گردد. پس دانستیم که اولین شرط جهت امکان انجام اعاده دادرسی آن است که رای دادگاه حقوقی، حکم باشد.

توجه داشته باشیم که قطعی شدن حکم به سه صورت است؛ یا نسبت به آن در مهلت قانونی تجدیدنظرخواهی نمی شود یا حکم دادگاه بدوی یا اولیه توسط دادگاه تجدیدنظر تایید می گردد یا حکم دادگاه بدوی توسط دادگاه تجدیدنظر نقض و خود دادگاه تجدیدنظر حکم جدید صادر می نماید.

برای بررسی کامل اعاده دادرسی در دعاوی حقوقی سه موضوع می بایست مورد بررسی قرار گیرد؛ اول جهات یا دلایلی که حکم را قابل اعاده دادرسی می نماید. دوم مهلت اعاده دادرسی و سوم چگونگی انجام اعاده دادرسی نسبت به احکام قطعی حقوقی.

 

بیشتر بدانیم : وکیل کیفری کیست و چه اوصافی داد؟

دلایلی موجه برای اعاده دادرسی

دلایلی که حکم را قابل اعاده دادرسی می نماید

در ماده ۴۲۶ قانون آیین دادرسی مدنی ۷ مورد ذکر شده که در صورت وجود هر یک از این ۷ مورد می توان اقدام به اعاده دادرسی نمود و البته توجه داشته باشیم که جهات اعاده دادرسی صرفاً همین ۷ مورد است و مورد دیگری از نظر قانون قابل تصور نیست یعنی صرفاً در صورت وجود هر یک از این ۷ مورد امکان اعاده دادرسی وجود دارد یا به قول حقوق دانان این ۷ مورد به صورت حصری است.

موضوع حکم، مورد ادعای خواهان نباشد

فرض کنید شخصی علیه شما دعوایی با موضوع مطالبه وجه به میزان صد میلیون تومان طرح نموده و دادگاه علاوه بر حکم به محکومیت شما نسبت به پرداخت صد میلیون تومان حکم به خسارت تاخیر تادیه نیز صادر نموده حال آن که طرف مقابل شما این امر را در دادخواست خویش به عنوان خواسته ذکر نکرده بود. چنین حکمی قابل اعاده دادرسی است.

حکم به میزان بیشتر از خواسته صادر شده باشد

فرض کنید شخصی علیه شما دعوایی با خواسته مطالبه وجه به میزان صد میلیون تومان طرح اما دادگاه حکم به محکومیت شما به میزان ۱۵۰ میلیون تومان صادر نموده باشد.

توجه داشته باشید که امکان دارد خواهان در جریان دادرسی اقدام به افزایش خواسته خویش نماید یعنی مثلا صد میلیون را به صد و پنجاه میلیون افزایش دهد حال چنان چه این افزایش قبل از پایان جلسه اول رسیدگی باشد، دادگاه باید به آن رسیدگی  و در این صورت اگر به صد و پنجاه میلیون تومان حکم صادر نماید، این حکم بیشتر از خواسته نیست اما چنان چه پس از پایان جلسه اول رسیدگی خواسته را افزایش دهد دادگاه نمی تواند به آن توجه کند و چنان چه حکم به صد و پنجاه میلیون تومان صادر نماید، این حکم بیشتر از خواسته است.

وجود تضاد در مفاد یک حکم که ناشی از استناد به اصول یا مواد متضاد باشد

فرض کنید شخصی علیه شما دعوایی با موضوع تخلیه عین مستاجره و مطالبه اجرت المثل طرح کرده است؛ دادگاه از یک طرف حکم به محکومیت شما به پرداخت اجرت المثل صادر و از طرف دیگر حکم به رد دعوای تخلیه عین مستاجره با این استدلال که خوانده تصرفی در ملک نداشته صادر نموده باشد.

اگر خوانده تصرفی در ملک نداشته پس چگونه محکوم به پرداخت اجرت المثل شده است؟! با این توضیح که اجرت المثل  علیه کسی صادر می شود که متصرف ملک باشد. این حکم قابل اعاده دادرسی از سوی هر دو طرف دعوا می باشد.

مثال دیگر: فرض کنید شخصی علیه شما دعوای مطالبه وجه به میزان دویست میلیون طرح و دادگاه در رای خویش چنین استدلال نموده که مبلغ مورد مطالبه خواهان سود ربوی بوده و نامشروع است و در انتها حکم به محکومیت شما به پرداخت دویست میلیون تومان صادر نموده باشد. چنین حکمی نیز دارای تضاد در مفاد بوده و قابل اعاده دادرسی است.

تضاد حکم صادره با حکم دیگر

حکم صادره با حکم دیگری در خصوص همان دعوا و اصحاب آن که قبلا توسط همان دادگاه صادر شده است، متضاد باشد بدون آن که سبب قانونی موجب این مغایرت باشد:

برای استفاده از این جهت ۵ شرط لازم است:

شرط اول- در هر دو حکم موضوع دعوا یکی باشد؛

یعنی اگر در حکم اول موضوع دعوا مطالبه وجه سفته شماره ۱۲ بوده در حکم دوم نیز همین باشد.

شرط دوم- اصحاب دعوا در هر دو حکم یکی باشد؛

یعنی اگر در حکم اول خواهان حسن ولی پور و خوانده محمد باقری است در حکم دوم نیز همین باشد.

شرط سوم- دادگاه صادر کننده هر دو حکم یکی باشد؛

یعنی اگر حکم اول توسط دادگاه عمومی حقوقی کرج صادر شده، حکم دوم هم توسط همین دادگاه صادر شده باشد. در این جا ذکر این نکته حائز اهمیت است که شعب متعدد دادگاه یک شهر یک دادگاه محسوب می شوند.

بنابراین شعبه ۱ دادگاه عمومی حقوقی کرج و شعبه ۱۰ دادگاه عمومی حقوقی کرج یک دادگاه هستند. یا شعبه ۱۸ دادگاه عمومی حقوقی مجتمع قضایی شهید بهشتی تهران و شعبه ۱۱۰ دادگاه عمومی حقوقی مجتمع عدالت تهران یک دادگاه محسوب می شوند.

شرط چهارم- دوم حکم با یکدیگر معارض باشند؛

یعنی اگر در حکم اول دعوای خواهان با موضوع مطالبه وجه سفته شماره ۱۲ رد شده است در حکم دوم دعوای خواهان با همین موضوع پذیرفته شده باشد.

شرط پنجم- هر دو حکم قطعی باشند؛

پس اگر حکم اول قطعی و حکم دوم غیر قطعی باشد، قابل اعاده دادرسی نیست و شخص می تواند نسبت به حکم دوم تجدیدنظرخواهی نماید.

با یک مثال این جهت را توضیح می دهیم؛ فرض کنید شخصی دعوایی با موضوع مطالبه وجه سفته شماره ۱۲ علیه شما طرح و دعوا به شعبه ۱۸ مجتمع بهشتی تهران ارجاع شده و این شعبه حکم به رد دعوا صادر نموده اما شخص مجدد دعوا خویش را در شعبه ۱۱۰ مجتمع عدالت مطرح و حکم به محکومیت شما اخذ می نماید و هر دو حکم قطعی می شوند. در این صورت شما می توانید نسبت به حکم دوم اعاده دادرسی نمایید.

به کاربردن حیله و تقلب که بر حکم دادگاه اثر گذاشته

طرف مقابل درخواست کننده اعاده دادرسی حیله و تقلبی به کار برده که در حکم دادگاه موثر بوده است:

فرض کنید در دعوایی با موضوع مطالبه اجرت المثل ایام تصرف ملک، دادگاه جهت کشف حقیقت قرار تحقیق محلی یا کارشناسی صادر نماید و خواهان شخص دیگری را که متصرف ملک است به عنوان خوانده به مجری قرار یا کارشناس معرفی نماید و مجری قرار یا کارشناس متصرف را خوانده اعلام نماید و دادگاه بر این مبنا حکم به محکومیت خوانده به پرداخت اجرت المثل صادر نماید. این اقدام خواهان نوعی حلیه و تقلب است بنابراین خوانده می تواند نسبت به حکم در صورت قطعیت، اعاده دادرسی نماید.

نکات مهم در خصوص حیله و تقلب:

الف- حیله و تقلب باید توسط طرف مقابل شما انجام شود و اگر توسط شخص ثالث بدون اطلاع طرف مقابل انجام شود، نمی توان از این جهت برای اعاده دادرسی استفاده کرد.

ب- صرف دروغ گفتن طرف مقابل حیله و تقلب نیست و حتما باید یک عمل متقلبانه انجام گردد.

ج- این حیله و تقلب باید در حکم دادگاه موثر باشد بنابراین اگر بدون حیله و تقلب هم دادگاه همین حکم را صادر می کرد، نمی توان از این جهت استفاده کرد.

د- برای استفاده از این جهت اول باید حکم نهایی اثبات حیله و تقلب اخذ گردد؛ حکم نهایی یعنی حکمی که علاوه بر این که قطعی شده یا قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور نیست یا مهلت فرجام خواهی گذشته است یا توسط دیوان عالی کشور تایید شده است.

استناد به اسناد جعلی

حکم دادگاه مستند به اسنادی بوده که پس از صدور حکم، جعلی بودن اسناد ثابت شده باشد

فرض کنید شخصی علیه شما دعوای مطالبه وجه چک مطرح و حکم قطعی محکومیت شما را اخذ نموده باشد و پس از آن شما با طرح دعوای کیفری یا حقوقی حکم قطعی جعلی بودن امضای خود در چک را اخذ نموده باشید؛ چنین حکمی با توجه به این که مستند به سند جعلی صادر شده است، قابل اعاده دادرسی است.

اسناد و مدارک جدید

پس از صدور حکم، اسناد و مدارکی به دست آید که دلیل حقانیت درخواست کننده اعاده دادرسی باشد و ثابت شود اسناد و مدارک یاد شده در جریان دادرسی مکتوم بوده و در اختیار متقاضی نبوده است:

برای استفاده از این جهت چهار شرط لازم است:

شرط اول- اسناد و مدارک بعد از صدور حکم قطعی یا قطعی شدن حکم به دست آیند؛

یعنی چنان چه سند در جریان دادرسی یا پس از صدور رای بدوی که غیر قطعی است به دست آید و شخص آن را به دادگاه ارائه ننماید پس از صدور رای قطعی یا قطعی شدن رای این سند نمی تواند دلیل بر اعاده دادرسی باشد.

شرط دوم- اسناد و مدارک به دست آمده دلیل حقانیت درخواست کننده اعاده دادرسی باشد؛

مثلا شخص دعوای مطالبه وجه به استناد واریز مبلغ به حساب خوانده را طرح اما دادگاه صرف واریز وجه را دلیل بر حقانیت خواهان نداند و حکم به رد دعوا صادر نماید. پس از آن خواهان یک رسید به دست آورد که در آن خوانده اقرار به قرض بودن مبلغ واریزی نموده باشد.

شرط سوم- مکتوم بودن سند

اسناد و مدارک به دست آمده در جریان دادرسی وجود داشته اما شخص به آن دسترسی نداشته است که از این شرط تحت عنوان مکتوم بودن سند یاد می شود؛ در مثال قبل رسید به دست آمده باید قبل از طرح دعوا وجود داشته باشد اما خواهان به آن دسترسی نداشته باشد بنابراین اگر رسید پس از طرح دعوا تنظیم شود یا خواهان مدعی شود رسید را از میان اسناد خود جدیدا یافته است، نمی تواند اعاده دادرسی نماید بلکه رسید باید در اختیار وی نبوده باشد

مثلا کیف خواهان سرقت  شده باشد و رسید داخل آن کیف بوده و سابقاً توسط خواهان شکایت کیفری طرح و حال سارق دستگیر و اسناد خواهان به وی مسترد شده باشد.

شرط چهارم- عدم دسترسی خواهان به اسناد و مدارک

عدم دسترسی خواهان به اسناد و مدارک یا همان مکتوم بودن اسناد و مدارک باید اثبات شود؛  در مثال قبل یعنی صرف ادعای خواهان که به رسید دسترسی نداشتم قابل قبول نیست و باید اثبات نماید دلیل عدم دسترسی چه بوده است؟ اگر سرقت شده است باید ادله کافی از جمله صورت جلسه کلانتری، شکایت طرح شده، صورت جلسه استرداد اموال به خواهان یا رای دادگاه کیفری را ارائه نماید.

 

آگاهی بیشتر : دستور موقت چیست و چه کاربردی دارد؟

تاریخ و مهلت اعاده دادرسی

مهلت اعاده دادرسی

مهلت اعاده دادرسی برای اشخاص مقیم ایران بیست روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور ۲ ماه است اما ابتدای این مهلت در مورد جهات ۷ گانه توضیح داده شده متفاوت است.

البته در محاسبه مهلت عذر موجه موضوع ماده ۳۰۶ قانون آیین دادرسی نیز قابل توجه است که در صورت وجود هر یک از موارد آن ماده، مهلت اعاده دادرسی تا رفع عذر موجه به حالت تعلیق در می آید. مثلا اگر شخص مبتلا به بیماری باشد که امکان حرکت را از وی سلب نموده باشد، پس از بهبود بیماری مهلت اعاده دادرسی آغاز می شود.

شروع مهلت اعاده دادرسی در مورد جهات اول و دوم و سوم از تاریخ ابلاغ رای قطعی یا قطعیت رای است؛ با این توضیح که اگر نسبت به رای تجدیدنظرخواهی شود، مهلت اعاده دادرسی از تاریخ ابلاغ رای دادگاه تجدیدنظر آغاز می شود اما اگر تجدیدنظرخواهی نشود؛ مهلت اعاده دادرسی از تاریخ پایان مهلت تجدیدنظرخواهی شروع می شود.

مثلا اگر رایی در تاریخ ۱۴۰۱/۱/۲۰ به شما ابلاغ شده باشد و مقیم ایران باشید، شما تا تاریخ ۱۴۰۲/۰۲/۱۰مهلت تجدیدنظرخواهی دارید که اگر تجدیدنظرخواهی نکنید تا تاریخ ۱۴۰۱/۰۲/۳۱مهلت اعاده دادرسی دارید.

توجه داشته باشید که جهت محاسبه مهلت روز ابلاغ رای و روز آخر یعنی روز بیستم در مواردی که مقیم ایران هستید و روز شصتم در مواردی که مقیم خارج هستید، شمرده نمی شود.

شروع مهلت اعاده دادرسی در مورد جهت چهارم یعنی مغایرت دو حکم، از تاریخ ابلاغ رای قطعی حکم دوم یا قطعیت حکم دوم است؛ یعنی اگر حکم دوم در تاریخ ۱۴۰۱/۱/۲۰به شما ابلاغ شده باشد و مقیم ایران باشید، شما تا تاریخ ۱۴۰۲/۰۲/۱۰مهلت تجدیدنظرخواهی دارید که اگر تجدیدنظرخواهی نکنید تا تاریخ ۱۴۰۱/۰۲/۳۱مهلت اعاده دادرسی دارید.

شروع مهلت اعاده دادرسی در مورد جهت پنجم و ششم یعنی اثبات حیله و تقلب و جعلیت سند، از تاریخ ابلاغ رای نهایی اثبات حیله و تقلب و جعلی بودن سند یا از تاریخ نهایی شده این حکم است.

یعنی حتی اگر نسبت به حکم اثبات حیلیه و تقلب یا جعلی بودن سند فرجام خواهی نشود، مهلت فرجام خواهی باید سپری شود تا از آن تاریخ به مدت بیست روز برای اشخاص مقیم ایران و دو ماه برای اشخاص مقیم خارج، امکان اعاده دادرسی باشد.

شروع مهلت اعاده دادرسی در مورد جهت هفتم یعنی مکتوم بودن سند، از تاریخ به دست آمدن اسناد و مدارک است که با این اوصاف این تاریخ نیز باید توسط شخص اثبات شود.

چگونگی انجام اعاده دادرسی

اعاده دادرسی از طریق تقدیم دادخواست به دادگاه صادر کننده رای قطعی صورت می گیرد؛ اگر رای قطعی توسط دادگاه تجدیدنظر صادر شده باشد دادخواست به دادگاه تجدیدنظر تقدیم و اگر رای به دلیل عدم تجدیدنظرخواهی قطعی شده باشد، دادخواست به دادگاه بدوی (دادگاه اول که رای را صادر کرده است) تقدیم می گردد.

گاهاً امکان دارد در جریان رسیدگی به یک دعوای دیگر یک حکم قطعی علیه شما توسط طرف مقابل ارائه شود که در این صورت می بایست اعاده دادرسی طاری طرح نمایید.

یعنی در همان جلسه رسیدگی درخواست اعاده دادرسی را طرح و سه روز بعد دادخواست اعاده دادرسی تحویل همان دادگاه نمایید. دادگاه نیز دادخواست را به دادگاه صادر کننده حکم قطعی ارسال می نماید.

در دادخواست اعاده دادرسی می بایست علاوه بر نام و نام خانوادگی و محل اقامت و سایر مشخصات متقاضای و طرف مقابل، حکمی که از آن اعاده دادرسی شده و دادگاه صادر کننده آن و جهت اعاده دادرسی ذکر گردد.

توجه داشته باشید که تنظیم دادخواست اعاده دادرسی یکی از حساس ترین امور حقوقی است که قطعاً می بایست توسط وکیل متبحر در این امر تنظیم گردد

زیرا چنان چه جهت اعاده دادرسی اشتباه نوشته شود یا به جز جهتی که نوشته شده جهت یا جهات دیگری از موارد ۷ گانه نیز محقق باشد، دادگاه صرفاً به جهت نوشته شده در دادخواست رسیدگی می کند که در این صورت ممکن است مهلت اعاده دادرسی منقضی و دیگر نتوانید دادخواست اعاده دادرسی جدید ثبت نمایید. بنابراین توصیه می گردد حتما به وکیل مراجعه نمایید. وکلای موسسه حقوقی اترس نیز در این زمینه آماده ارائه خدمات به شما می باشند.

آیا داخواست اعاده دادرسی مانع توقف اجرای حکم می شود؟

ممکن است سوال شود که آیا با تقدیم دادخواست اعاده دادرسی، اجرای حکم متوقف می گردد؟ در پاسخ باید گفت که پس از تقدیم دادخواست اعاده دادرسی، دادگاه اول دادخواست را از این نظر که داخل مهلت باشد، مدارک و اسناد ارائه شده معتبر باشند، جهت اعاده دادرسی مورد ادعا صحیحاً مطرح شده باشد و مواردی از این دست، بررسی و در صورت صحت تمام موارد، قرار قبولی اعاده دادرسی را صادر و پس از آن اقدام به رسیدگی می نماید بنابراین چنان چه قرار رد دادخواست اعاده دادرسی صادر شود، دادگاه دیگر وارد رسیدگی نمی گردد.

پس از صدور قرار قبول اعاده دادرسی، اجرای حکم در صورتی که توسط متقاضی اعاده دادرسی، توقف اجرای حکم در دادخواست خواسته شده باشد، متوقف می گردد.

نکته مهم آن که چنان چه دعوا مالی باشد و امکان اخذ تامین مناسب و جبران خسارت باشد؛ دادگاه می تواند از محکوم له یعنی کسی که حکم به نفع وی صادر شده، تامین مناسب اخذ نموده و اجرای حکم ادامه یابد. تامین مناسب می تواند وجه نقد، وثیقه ملکی یا ضمانت نامه بانکی باشد. در هر حال این تامین باید به نحوی بوده که در صورت نقض رای، تمامی خسارات ناشی از اجرای رای را جبران نماید.

مشاوره حقوقی اعاده دادرسی

همانطور که توضیح داده شد ، اعاده دادرسی انواع و مسیر پیچیده ای دارد و بنابراین پیش از هر اقدامی لازم است برای اعاده دادرسی مشاوره حقوقی گرفته شود . مشاوره تخصصی اعاده دادرسی ریسک ها و هزینه های بعدی را کاهش میدهد .بهتر است پیش از آنکه هر اقدامی ،از مشاوره حقوقی در مورد اعاده دادرسی دریافت کنید.

رسیدگی مجدد در دعاوی کیفری

اعاده دادرسی در دعاوی کیفری

برای آشنایی کامل و جامع با اعاده دادرسی در دعاوی کیفری می بایست اول شرایط اعاده دادرسی و سپس نحوه طرح درخواست اعاده دادرسی و نحوه رسیدگی به آن  را بررسی نماییم.

 شرایط اعاده دادرسی

شرط اول- در مورد محکومیت قطعی به مجازات پذیرفته می شود بنابراین چنان چه رای بر بی گناهی یا برائت صادر گردد قابل اعاده دادرسی نیست.

شرط دوم- صرفاً محکوم علیه یعنی کسی که حکم به مجازات وی صادر شده، دادستان کل کشور و دادستان مجری حکم حق درخواست اعاده دادرسی دارند.

شرط سوم- صرفا در موارد زیر پذیرفته می شود:

  1. کسی به اتهام قتل فردی محکوم شود و بعد مشخص گردد آن شخص زنده است: فرض کنید حسن به دلیل قتل محمد محکوم به قصاص شود و این رای قطعی گردد اما مشخص گردد محمد زنده است.
  2. چند نفر به اتهام ارتکاب جرمی محکوم شوند و ارتکاب آن جرم به گونه ای باشد که نتوان بیش از یک مرتکب برای آن قائل شد: فرض کنید چند نفر به موجب یک حکم به اتهام خیانت در امانت نسبت به گوشی تلفن همراه علی به یک سال حبس محکوم شوند در حالی که علی صرفاً گوشی خود را به یک نفر از آن ها امانت داده است. در این صورت با توجه به آن که جرم خیانت در امانت فقط توسط امین واقع می شود، نفرات دیگر می توانند نسبت به حکم اعاده دادرسی نمایند.
  3. شخصی به علت انتساب یک عمل مجرمانه محکوم شود و فرد دیگری نیز به موجب حکم دیگر به علت انتساب همان عمل مجرمانه محکوم شده باشد، به طوری که از تعارض و تضاد مفاد دو حکم، بی گناهی یکی از آنان احراز گردد: فرض کنید اموال بهنام توسط شخصی کلاهبرداری می شود، اول آرش به اتهام کلاهبردای اموال بهنام محاکمه و رای محکومیت قطعی وی صادر می گردد و بعد رضا به اتهام کلاهبرداری همان اموال بهنام محاکمه و رای محکومیت قطعی وی صادر می گردد. در این صورت چون کلاهبردار یک نفر بوده و سابقاً نیز رسیدگی شده، حکم دوم قابل اعاده دادرسی است.
  4. درباره شخصی به اتهام واحد، احکام متفاوتی صادر شود: در خصوص علی به اتهام سرقت مغازه حسن دو مرتبه حکم محکومیت قطعی صادر شده است، در این صورت حکم دوم قابل اعاده دادرسی است.
  5. در دادگاه صالح ثابت شود که اسناد جعلی یا شهادت خلاف واقع گواهان، مبنای حکم بوده است: به طور مثال علی اقدام به شکایت انتقال مال غیر از حسن به موجب یک مبایعه نامه ای نموده که در آن حسن آپارتمان محمد را به وی انتقال داده است و حکم قطعی محکومیت حسن صادر شده است. حسن اقدام به طرح شکایت کیفری جعل نموده و مشخص می گردد امضای وی ذیل مبایعه نامه جعلی است و حکم قطعی کیفری در این خصوص صادر می گردد. در این صورت علی می تواند با ارائه حکم قطعی کیفری در مورد جعل، اقدام به اعاده دادرسی نسبت به حکم انتقال مال غیر نماید.

در خصوص شهادت کذب توجه داشته باشیم که شهادت کذب نیز باید توسط طرح شکایت کیفری علیه شهود اثبات و حکم قطعی صادر گردد تا بتوان اعاده دادرسی نمود.

  1. پس از صدور حکم قطعی، واقعه جدیدی حادث و یا ظاهر یا ادله جدیدی ارائه شود که موجب اثبات بی گناهی محکوم علیه یا عدم تقصیر وی باشد: محمد به اتهام انتقال مال علی به حسن بدون اجازه علی محکوم و حکم قطعی مجازات وی صادر می گردد اما پس از صدور حکم قطعی وکالتنامه رسمی کشف می گردد که در آن علی به محمد جهت فروش مال خود وکالت داده است یا علی پس از صدور حکم قطعی اقرار می نماید که انتقال ما با اجازه وی بوده است. در این صورت حکم قابل اعاده دادرسی است.
  2. عمل ارتکابی جرم نباشد یا مجازات مورد حکم بیش از مجازات مقرر قانونی باشد: محمد به اتهام انتقال مال علی به حسن بدون اجازه علی محکوم و حکم قطعی مجازات وی صادر می گردد اما پس از صدور حکم قطعی وکالتنامه رسمی ارائه گردد که در آن علی به محمد جهت فروش مال خود وکالت داده است یا علی پس از صدور حکم قطعی اقرار می نماید که انتقال ما با اجازه وی بوده است. در این صورت عمل محمد یعنی همان انتقال مال علی به حسن جرم انتقال مال غیر نیست چرا که اجازه انتقال داشته است.

با یک مثال موردی  را که مجازات بیش از مجازات مقرر قانونی است می توان توضیح داد؛ محمد به اتهام خیانت در امانت به دو سال حبس محکوم شده، در حالی که حداکثر حبس جرم خیانت در امانت یک سال و شش ماه است.

اگر شرایط تشدید مجازات وجود نداشته باشد، این حکم قابل اعاده دادرسی است.

 

 نحوه طرح درخواست اعاده دادرسی و نحوه رسیدگی به آن

اعاده دادرسی کیفری مهلت نداشته و در هر زمانی قابل طرح است و حتی پس از رد درخواست نیز مجدد قابل طرح می باشد. درخواست اعاده دادرسی به دیوان عالی کشور تقدیم می گردد.

نحوه ثبت و ارسال درخواست اعاده دادرسی کیفری

که در حال حاضر از طریق مراجعه به دفاتر خدمات قضایی انجام می شود. توجه داشته باشید که در درخواست خویش حتما دلیل اعاده دادرسی را که در بالا توضیح دادیم، ذکر نمایید و آرای صادره اعم از رای بدوی و تجدیدنظر را ضمیمه نمایید و در صورتی که رای در مرحله بدوی بدون تجدیدنظرخواهی قطعی شده باشد، باید از دادگاه گواهی قطعیت اخذ و ضمیمه درخواست خود نمایید.

پس از ارجاع درخواست اعاده دادرسی به یکی از شعب دیوان عالی کشور، چنان چه قضات محترم آن شعبه درخواست را با یکی از دلایلی که شرح داده شد و در ماده ۴۷۴ قانون آیین دادرسی کیفری آمده، منطبق بدانند با تجویز اعاده دادرسی رسیدگی را به دادگاه هم عرض دادگاه صادر کننده حکم قطعی ارجاع می دهند.

به طور مثال اگر رای از شعبه ۲۰ دادگاه تجدیدنظر استان تهران صادر شده باشد، رسیدگی به یکی از شعب دادگاه تجدیدنظر استان تهران به غیر از شعبه ۲۰ ارجاع می گردد و اگر رای از شعبه ۱۰۵۹ دادگاه کیفری دو مجتمع کارکنان دولت تهران صادر و بدون تجدیدنظرخواهی قطعی شده باشد رسیدگی به یکی از شعب آن مجتمع به غیر از شعبه ۱۰۵۹ ارجاع می گردد.

اگر قضات محترم شعبه دیوان عالی کشور اعاده دادرسی را با هیچ یک از دلایل مذکور در ماده ۴۷۴ قانون آیین دادرسی کیفری منطبق ندانند، قرار رد اعاده دادرسی را صادر می نمایند.

 

وکیل اعاده دادرسی

با توجه به اینکه اعاده دادرسی از روش های عادی اعتراض نیست و به عبارتی از طرق فوق العاده شکایت هست حضور وکیل صاحب تجربه در این حوزه بسیار موثر است.

وکیل اعاده دادرسی می بایست در حوزه های شکلی تسلط کافی داشته باشد و این موضوع مستلزم تجربه در موضوعات مختلف حقوقی و کیفری است .

با توجه به اینکه در عمل وکیلی که مسلط به حوزه های مختلف باشد ، نادر است ، نقش موسسات حقوقی مجاز بسیار پررنگ تر می شود چرا که موسسات حقوقی مجاز با دارا بودن وکلای متخصص در حوزه های مختلف می توانند ،  با شور و همفکری وکلای متخصص اعاده دادرسی ، بهترین مسیر را برای وکیلی که برای اعاده دادرسی وارد می شود را طراحی کنند.

 

بررسی مجدد برای پرونده خاص

اعاده دادرسی خاص

یا اعاده دادرسی ماده ۴۷۷

یکی از راه های خاص اعتراض به رای، اعاده دادرسی از طریق رییس قوه قضاییه یا اعاده دادرسی خاص است که نسبت به تمامی آرای حقوقی و کیفری قابل انجام است.

در اعاده دادرسی خاص که گاهاً با عنوان اعمال ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی کیفری نیز شناخته می شود؛ متقاضی می بایست اثبات نماید که رای خلاف شرع بیّن است یعنی رای با یکی از قواعد شرعی در تضاد است. در این صورت متقاضی باید لایحه خود را تقدیم دفاتر ریاست دادگستری کل استانی که رای از دادگاه های آن صادر شده است، بنماید.

البته امکان ارائه درخواست به دفتر ریاست دیوان عالی کشور و دفتر دادستان کل کشور نیز وجود دارد اما در اکثر موارد این دو مرجع از دریافت درخواست امتناع و شخص را راهنمایی می کنند که به دفتر ریاست دادگستری کل استان مراجعه نماید بنابراین بهتر است از ابتدا به همان مرجع مراجعه شود.

پس از دریافت درخواست اعاده دادرسی خاص، ابتدا یک یا دو نفر از قضات با تجربه استان در خصوص قابلیت اعمال ماده ۴۷۷ اظهارنظر می نمایند و پس از آن کمیسیونی با حضور تعدادی از قضات با تجربه استان تشکیل و در صورت موافقت این کمیسیون با اعمال ماده ۴۷۷، ریاست دادگستری کل استان نیز نظر خود را نوشته و پرونده به معاونت قضایی قوه قضاییه ارسال می گردد.

پرونده در معاونت قضایی به چند کارشناس که از قضات باتجربه هستند ارجاع که در صورت موافقت آن ها با اعمال ماده ۴۷۷، معاون قضایی نظر خود جهت تجویز اعاده دادرسی را نوشته و ریاست قوه امضاء می نمایند و پرونده جهت رسیدگی به شعب خاص دیوان عالی کشور ارسال و شعبه مربوطه پس از رسیدگی، رای نهایی را صادر می نماید.

تنظیم لایحه اعاده دادرسی خاص کاری تخصصی است چرا که علاوه بر دانش حقوقی نیازمند دانش فقهی نیز است بنابراین در این زمینه همانند موارد دیگر مراجعه به وکیل متخصص توصیه می گردد.

 وکلای متخصص در زمینه اعاده دادرسی حقوقی و کیفری و خاص اترس آماده ارائه مشاوره حقوقی تخصصی، قبول وکالت و تنظیم متون حقوقی می باشند. با ما در ارتباط باشید.

تنظیم لایحه  و دادخواست اعاده دادرسی

اعاده دادرسی درامور حقوقی از طریق تنظیم دادخواست اعاده دادرسی صورت می گیرد .با توجه به اینکه اکثریت قریب به اتفاق دادخواست های اعاده دادرسی رد می شود ، در نتیجه اینگونه موارد دارای ریسک و حساسیت خاصی است و که تنظیم دادخواست اعاده دادرسی توسط وکیل دادگستری ، تا حد قابل توجهی آن را کاهش میدهد.

اعاده دادرسی کیفری و اعاده ماده ۴۷۷ از طریق تنظیم لایحه اعاده دادرسی انجام می گیرد.

سخن آخر آنکه در این مقاله به اعاده دادرسی به عنوان یکی از شیوه های فوق العاده اعتراض به آرای قطعی پرداختیم و انواع اعاده دادرسی را در سه قالب توضیح دادیم و کاربردی ترین نکات آن پرداختیم . در هر لحظه می توانید از طریق راه های ارتباطی با وکلای متخصص اعاده دادرسی موسسه حقوقی اترس در ارتباط باشید.

شهلا اروجی

وکیل پایه یک دادگستری

مدیرحقوقی اترس

۲ پاسخ

یک دیدگاه بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای الزامی با * نشان گذاری شده اند